محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1277
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« يك ديگر حرام است . به پيشگاه خدايتان مىرويد و از اعمال شما پرسش « مىكنند . من ابلاغ كردم ، هر كه امانتى به دست دارد به صاحب امانت « پس دهد ، رباها از ميان رفت فقط به سرمايهء خود حق داريد ، نه ستم كنيد « و نه ستم ببينيد ، خدا فرمان داده كه ربا نباشد ، رباى عباس بن عبد المطلب « نيز همه از ميان رفت . نخستين خونى كه از ميان مىرود خون ربيعة بن « حارث بن عبد المطلب است . ( ربيعة بن حارث را به شيرخوارگى به طايفهء « بنى ليث سپرده بودند و مردم هذيل او را كشته بودند ) گفت : « اين نخستين خون ايام جاهليت است كه از ميان مىرود . « اى مردم ! شيطان اميد ندارد كه ديگر در سرزمين شما پرستيده « شود ، ولى رضا دارد كه در چيزهاى ديگر و اعمالى كه ناچيز مىشماريد « اطاعت او كنيد ، از شيطان بر دين خويش بيمناك باشيد . « اى مردم ! نسىء كردن زيادت كفر است كه ماهى را به سالى حلال و « به سال ديگر حرام كنند تا شمار محرمات خدا را كامل كنند و حرام خدا را « حلال كنند و حلال خدا را حرام كنند . زمان به وضعى كه روز خلق آسمانها و « زمين داشت بگشت و شمارهء ماهها در پيش خدا و در كتاب خدا دوازده ماه « است چهار ماه حرام است ، سه ماه پياپى و رجب مضر كه ميان جمادى و « شعبان است . « اما بعد ، اى مردم شما بر زنانتان حقى داريد و آنها نيز بر شما حقى « دارند ، حق شما بر زنانتان چنان است كه كسى را كه از او بيزاريد بر فرش « شما ننشانند و مرتكب كار زشت نشوند و اگر مرتكب شدند خدا به شما « اجازه داده كه در خوابگاه از آنها دورى كنيد و آنها را نه چندان سخت « بزنيد ، اگر دست برداشتند روزى و پوشش آنها را به طور متعارف بدهيد . « با زنان به نيكى رفتار كنيد كه به دست شما اسيرند و اختيارى از خويش